ذاکر جوادالائمه محسن جعفری

آموزش و فعالیت های فرهنگی شخصی ذاکر جوادالائمه محسن جعفری

ذاکر جوادالائمه محسن جعفری

آموزش و فعالیت های فرهنگی شخصی ذاکر جوادالائمه محسن جعفری

ذاکر جوادالائمه محسن جعفری

به نام خدای علی و فاطمه

به قول شاعر که میگه:
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست...

حقیر میون دریای خادمان حضرت اباعبدالله مثل قطره هم نیستم که به چشم بیام ولی دلم می خواد هر جور که می تونم ارادت خودم رو به عاشقان ارباب بی کفن و رهروان ولایت نشون بدم آرزو دارم حتی به اندازه یک سطر هم که شده مطلبی جهت استفاده ستایشگران امام حسین قرار بدم شاید بتونم از این راه کمی کسب ثواب کنم

آرزو دارم اینجا پاتوق حزب اللهی ها و عاشقان سیدعلی خامنه ای بشه

جهت سلامتی و فرج حضرت صاحب الزمان و طول عمر امام خامنه ای صلوات


طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی


صلوات بر حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام

سیّد جلیل علىّ بن طاوس در مصباح الزّائر در یکى از زیارات حضرت موسى بن جعفر علیه السلام این صلوات را بر آن حضرت که محتوى است بر شمّه اى از فضائل و مناقب و عبادت و مصائب آن جناب نقل کرده البّته زائر از فیض خواندن آن خود را محروم نکند:

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَیْتِهِ وَ صَلِّ عَلى موُسَى بْنِ جَعْفَرٍ

خدایا درود فرست بر محمد و خاندانش و درود فرست بر موسى بن جعفر

وَصِىِّ الاَْبْرارِ وَاِمامِ الاَْخْیارِ وَ عَیْبَةِ الاَْنْوارِ وَ وارِثِ السَّکینَةِ

وصى آقایان نیکوکار و پیشواى خوبان و گنجینه انوار و وارث آرامش

وَالْوَقارِ وَ الْحِکَمِ وَالاْثارِ الَّذى کانَ یُحْیِى اللَّیْلَ بِالسَّهَرِ اِلَى

و وقار و فرزانگى و آثار (و نشانه ها) آن بزرگوارى که شب زنده دار و بیدار بود تا هنگام

السَّحَرِ بِمُواصَلَةِ الاِْسْتِغْفارِ حَلیفِ السَّجْدَةِ الطَّویلَةِ وَالدُّموُعِ

سحر و پیوسته مشغول استغفار بود، همدم و رفیق سجده هاى طولانى و اشکهاى

الْغَزیرَةِ وَالْمُناجاتِ الْکَثیرَةِ وَالضَّراعاتِ الْمُتَّصِلَةِ وَ مَقَرِّ النُّهى

ریزان و مناجات بسیار و زارى و ناله پیوسته بود، و هم او مقر عقل و خرد

وَالْعَدْلِ وَالْخَیْرِ وَالْفَضْلِ وَالنَّدى وَالْبَذْلِ وَمَاءْ لَفِ الْبَلْوى وَالصَّبْرِ

و عدالت و نیکى و فضیلت و بخشش و جود و عطا بود و نیز آن حضرت خوگرفته بود به بلا و شکیبائى

وَ الْمُضْطَهَدِ بِالظُّلْمِ وَالْمَقْبوُرِ بِالْجَوْرِ وَالْمُعَذَّبِ فى قَعْرِ السُّجوُنِ

و پایمال ظلم و ستم گشت و به ظلم و جور در قبر رفت و در سیاه چالهاى زندان

وَظُلَمِ الْمَطامیرِ ذِى السّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُیوُدِ وَالْجَِنازَةِ

وسلولهاى تاریک تحت شکنجه و عذاب بود آن بزرگوارى که ساق پایش از فشار حلقه هاى کُند و زنجیر شکسته و خرد شد و صاحب آن

الْمُنادى عَلَیْها بِذُلِّ الاِْسْتِخْفافِ وَ الْوارِدِ عَلى جَدِّهِ الْمُصْطَفى

جنازه مقدسى که جلوش جار مى زدند با کمار خوارى و سبکى و آنکه درآمد بر جدش مصطفى

 

وَاَبیهِ الْمُرْتَضى وَاُمِّهِ سَیِّدَةِ النِّسآءِ بِاِرْثٍ مَغْضُوبٍ وَ وَِلاَّءٍ

و پدرش (على ) مرتضى و مادرش بانوى زنان در حالى که ارثش به یغما رفته و حکومتش ربوده شده

مَسْلوُبٍ وَاَمْرٍ مَغْلوُبٍ وَدَمٍ مَطْلوُبٍ وَسَمٍّ مَشْروُبٍ اَللّهُمَّ وَ کَما

و در کار خود مغلوب دشمنان گشته ، و دشمن ریختن خونش را مى خواست با زهرى که به او خورانیدند خدایا چنانچه

صَبَرَ عَلى غَلیظِ الِْمحَنِ وَتَجَرَّعَ غُصَصَ الْکُرَبِ وَاسْتَسْلَمَ لِرِضاکَ

او صبر کرد بر سختى محنت و سرکشید جرعه هاى گرفتارى را و تن داد به رضایت تو

وَاَخْلَصَ الطّاعَةَ لَکَ وَمَحَضَ الْخُشوُعَ وَاسْتَشْعَرَ الْخُضوُعَ وَ عادَى

و اطاعت کرد تو را از روى اخلاص و بى آلایش در برابرت فروتن گشت و خضوع نمود و دشمنى کرد

الْبِدْعَةَ وَاَهْلَها وَ لَمْ یَلْحَقْهُ فى شَىْءٍ مِنْ اَوامِرِکَ وَ نَواهیکَ لَوْمَةُ

با بدعت و بدعت گزاران و سرزنشهاى ملامت کنندگان بهیچوجه و در هیچ یک از اوامر و نواهى تو در او مؤثر

لاَّئِمٍ صَلِّ عَلَیْهِ صَلوةً نامِیَةً مُنْیفَةً زاکِیَةً توُجِبُ لَهُ بِها شَفاعَةَ اُمَمٍ

نگشت درود فرست بر او درودى با برکت و بلندمرتبه و پاکیزه که موجب شود بدان شفاعت امتهائى

مِنْ خَلْقِکَ وَقُروُنٍ مِنْ بَرایاکَ وَبَلِّغْهُ عَنّا تَحِیَّةً وَسَلاماً وَآتِنا مِنْ

از خلق تو را و شامل مردمانى از قرون گذشته شود و برسان به او از جانب ما تحیت و سلامى و بده به ما از

لَدُنْکَ فى مُوالاتِهِ فَضْلاً وَ اِحْساناً وَمَغْفِرَةً وَ رِضْواناً اِنَّکَ ذوُ

نزد خویش به پاداش دوستى او فضل و احسان و آمرزش و خوشنودى خودت را که تو داراى

الْفَضْلِ الْعَمیمِ وَالتَّجاوُزِ الْعَظیمِ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

فضلى همگانى و گذشت بزرگى هستى به رحمتت اى مهربانترین مهربانان.

سیّد جلیل علىّ بن طاوس - مصباح الزّائر

عاشق جوادالائمه عاشق ولایت

نظرات  (۲)

ازهمان روزی که دست حضرت قابیل

گشت آلوده به خون حضرت هابیل

ازهمان روزی که فرزندان آدم

زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید

آدمیت مرده بود

از همان روزی که یوسف را برادرهابه چاه انداختند

ازهمان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند

آدمیت مرده بود

بعد........ دنیا هی پر از آدم شدو این آسیاب

گشت وگشت و گشت......

قرنها از مرگ آدم هم گذشت

ای دریغا...

آدمیت برنگشت.......
ازهمان روزی که دست حضرت قابیل

گشت آلوده به خون حضرت هابیل

ازهمان روزی که فرزندان آدم

زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید

آدمیت مرده بود

از همان روزی که یوسف را برادرهابه چاه انداختند

ازهمان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند

آدمیت مرده بود

بعد........ دنیا هی پر از آدم شدو این آسیاب

گشت وگشت و گشت......

قرنها از مرگ آدم هم گذشت

ای دریغا...

آدمیت برنگشت.......

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.