
تا حالا کی دیده یه روضه خونی با لب خونی روضه ی حسین (علیه السّلام) بخونه، اول روضه خونی که
لباش خونی بود، امام حسن (علیه السّلام) بود. لایوم کیومک یا ابا عبدالله هی برمی گشته ابی عبدالله
نگاه می کرد، گریه می کرد و می فرمود: حسین جان ! اینجوری گریه نکن، داداش ! الان تو بالا سرمی،
خواهرم هست، پسرام هستند، همه دور بستر من گریه می کنند … .
یه روز می آد سی هزار نفر تو را با اولاد و زن و بچه ات محاصره می کنند،
تو را بین دو نهر آب با لب تشنه می کشند …
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
درِ خانه باز شد، عباس بن علی (علیه السّلام) وارد شد، سر گذاشت به دیوار، شروع کرد به گریه کردن،
زینب (سلام الله علیها) فرمود: برادر ! این چه گریه کردن است چی شده؟ عرضه داشت: خانم جان !
شمشیر حیدری دارم، بازوی علوی دارم، اما جلو چشمام بدن برادر من را تیرباران کردند،
(زبانحال) کاش این تیرها به بدن من می خورد، خدا همون موقع دعاش را مستجاب کرد نه یک تیر، نه دو تیر،
اندازه ی 4000 تیرانداز به او تیر زدند، بدنی که دست نداره با صورت رو زمین افتاد … .
(زبانحال) عباس (علیه السّلام) مستجال الدعوه است، بچه ها تشنه اند، تا دستهاش را بریدند، مشک را
به دندان گرفت، لبهاش خنک شد، یاد لبهای خشک بچه های حسین (علیه السّلام) افتاد،
گفت: خدایا ! من را راحت کن … .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
در همه جای عالم نمی شود اسم حسین (علیه السّلام) را بیاوری، اما اسم زینب (سلام الله علیها)
را نیاوری از آن طرف هیچ جایی نمی شود اسم امام حسن (علیه السّلام) را بیاوری، اما اسم مادر را نیاوری
مگه نبود به خواب عبدالزهرا آمدند، گفتند: چرا روضه ی ما را نمی خوانی؟عبدالزهرا گفت: آقاجان مگر روضه ی
شما بیست و هشت صفر نیست؟ جگر پاره و طشت نیست، من همیشه می خوانم.فرموده باشد:
عبدالزهرا ! این روضه ی ما هست، ولی روضه ی اصلی ما آن موقع بود که دستم در دست مادرم
تو کوچه های مدینه می رفتیم، نانجیب سر راه ما را گرفت … .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
شما یه نگاهی به مدینه کن، ببین با جنازه امام مجتبی چه کردن، طبق وصیت آوردن با پیغمبر تجدید عهد کند،
آمدن ابی عبد الله دید جنازه را تیر باران کردند، بدن برادر را از مسجد بیرون آورد، برد در بقیع، بدن را دفن می کرد،
مثل باران گریه می کرد، صدا می زد حسن جان غارت زده کسی نیست مالش را برده با شند، کسی است
که با دست خود برادر را در قبر بخو اباند،یا امام رضا یا حسن مجتبی، وقتی که رفتید روز مرگ بدنتان دفن شد،
ولی بدن ابی عبد الله سه روز ماند، عا قبت چادر نشینان بدن را دفن کردند.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
جهت مشاهده دیگر روضه ها و گریزهای
شهادت امام حسن مجتبی(ع)
به ادامه مطلب مراجعه نمایید